مرتضى مطهرى

382

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اعراض و به ضد يا نقيض آن حكم مىگرايد و از اين حكم دومى نيز اعراض مىكند و براى بار دوم به حكم اول مىگرايد و همچنين . . . و شخص مىپندارد كه در آن واحد ذهن دو حكم متناقض نموده است و اين حالت براى اذهان بسيط و ساده كه قدرت استدلال منطقى ندارند زياد دست مىدهد و ذهن هر اندازه از لحاظ منطقى مجهزتر بوده باشد در احكام خود ثابت‌تر و راسخ‌تر است . ذهن مادامى كه قدرت استدلال منطقى پيدا نكرده روى تلقين يا تداعى معانى يا چيز ديگر احكام و تصديقاتى مىكند كه مىتوان آنها را يك نوع سبق ذهن دانست . اين قبيل احكام به سرعت تغيير و تبديل پيدا مىكنند و جاى خود را به يكديگر مىدهند . مثلًا طفل كه در تحت تأثير تلقينات پدر و مادر است به آنچه آنها مىگويند گرايش [ پيدا ] مىكند و لهذا اگر پدر به او بگويد چنين است قبول مىكند كه چنين است و اگر فوراً بگويد چنين نيست فوراً ذهن كودك از حكم اولى خود منصرف مىشود ، معتقد مىشود كه چنين نيست ؛ و شايد در ميان قبائل وحشى نيز چنين باشد كه افراد در يك « آن » معتقد شوند كه كلاغند و در آن ديگر به سرعت معتقد شوند كه كلاغ نيستند ولى هيچگاه در آن واحد نه ذهن كودك و نه ذهن انسان وحشى به دو طرف نقيض گرايش پيدا نمىكند . ثالثا عين ايرادى كه از طرف طرفداران اين نظريه بر نظريهء تجربى وارد كرده‌اند به طريق اولى بر خودشان وارد است . در همان كتاب صفحهء 123 مىنويسد : « مذهب تجربى اين اشكال را دارد كه اصول و قواعدى كه در نتيجهء حس و تجربه درست مىشود هميشه با حقايق تجربى تطبيق نمىكند و نمىتواند كليت و قطعيت داشته باشد چه ، ممكن است طبيعت ذهن را وادار به تغيير آن مبادى سازد و از اين رو علمى كه بر اين پايه‌هاى متزلزل استوار گرديده با خود آنها فرو مىريزد و از بين مىرود . » اشكال تزلزل اركان علم در اين نظريه قوىتر است زيرا مطابق اين نظريه علم محصول همكارى حس و عقل است و مبادى عقلى كه يكى از دو عنصر سازندهء علم هستند يك وضع ثابت و مطلق و تغيير ناپذير ندارند زيرا اين مبادى طبق مقتضيات مخصوص محيط و احتياجات مخصوص زندگانى ساخته شده و در صورت تغيير مقتضيات زندگانى ، آن قوه‌اى كه كارش سازگار ساختن انسان با مقتضيات زندگانى